دنیــای مدیریـت و کسب و کار

در این وبلاگ تلاش شده است تا به مهمترین، جدیدترین و جذابترین موضوعات و مطالب عرصه مدیریت، کسب و کار، بازاریابی، فروش و تجارت داخلی و بین المللی پرداخته شود

دنیــای مدیریـت و کسب و کار

در این وبلاگ تلاش شده است تا به مهمترین، جدیدترین و جذابترین موضوعات و مطالب عرصه مدیریت، کسب و کار، بازاریابی، فروش و تجارت داخلی و بین المللی پرداخته شود

دنیــای مدیریـت و کسب و کار

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «استارت اپ» ثبت شده است

۱۲
فروردين

مدل های کسب و کار در تجارت جهانی



مقدمه

مدل کسب و کار، ساختار ساده‌ای از واقعیت است و تعریف آن، غالباً با دشواری همراه است زیرا در زمینه‌های متفاوت کسب‌ و کار، معانی متفاوتی از آن برداشت می‌شود. مدل کسب و کار، چارچوبی برای خلق پول و ثروت است. این چارچوب نشان می دهد که یک بنگاه چه مجموعه فعالیت هایی را چگونه و در چه زمانی باید انجام دهد تا مشتریان از آنچه که از بنگاه انتظار دارند بهره مند شوند و بنگاه نیز به سود دست یابد. مدل‌های کسب و کار به سه پرسش کلیدی در مورد شرکت‌ها پاسخ می‌دهند: "کدام فعالیتها، چگونه و چه وقت" باید انجام شوند؟ مطمئناً پاسخ صحیح به این پرسشها منجر به عملکرد مناسب شرکت‌ها و ارائه مزایای مطلوب به مشتریان شده و در نهایت سود را برای شرکت به ارمغان می‌آورد. در این خصوص، مدلهای بسیار زیادی در عرصه کسب و کار مطرح شده است که شاید در میان آنها، برون‌سپاری[Outsourcing] به عنوان پیشران کسب و کار نوین، رویکردی جدید برای بسیاری از فعالیت­های اقتصادی به شمار می آید و بر همین اساس می تواند مورد استفاده بسیاری از سازمانها قرار بگیرد. 

"مردمی کردن تجارت"، "غیرحرفه ای ها در جایگاه حرفه ای ها"، "نیروی کار در سایه" و "انقلابی از نوع چهارم"، از عبارات و پارادایم هایی هستند که به شکل گیری این مدل از کسب و کار دامن زده اند. اما واقعیت آن است که استفاده از این روش نیز، نیازمند توجه همزمان به ظرفیتها، معایب و مزایای آن است.  Crowdsource  از ترکیب دو واژه Crowd به معنی "جمعیت" و Source‌ به معنی "منبع" تشکیل شده است.

جمع سپاری

با گسترش اینترنت و دسترسی میلیون­ها کاربر به آن، مدل­هایی شکل گرفته است که به شکل های مختلفی از ظرفیت این جمعیت انبوه استفاده می کند. جمع‌سپاری[Crowd-sourcing] که ترکیبی از دو کلمه "جمعیت" و "برون‌سپاری" است نمونه­ای از این مدل­ها بوده که با برون‌سپاری به انبوه مردم از این ظرفیت عظیم، برای انجام یک فعالیت خاص و یا پیدا نمودن راه حل برای یک مشکل خاص، استفاده نموده است. جمع سپاری در واقع نوعی برون‌سپاری است ولی نه به شرکت‌ها یا سازمانهای خاص بلکه به گروه فراوانی از افراد ناشناخته (شبکه گسترده ای از افراد غیر معین) که هم شامل افراد خبره است و هم بی‌تجربه که برای رسیدن به هدفی مشترک، فعالیتی را انجام می دهند و به این ترتیب، از تجمیع تلاش­های آنها، خروجی مورد نظر به دست می­ آید. در واقع، آنچه که باعث خلق این همه ارزش می شود، قدرت و خلاقیت جمعیت است که در زمانی اندک این حجم از ارزش را می­آفریند. این مدل اگرچه بیشترین کاربرد را در فضای اینترنتی دارند ولی در فضای واقعی، ریشه داشته و کارکردهای نوینی را ایجاد کرده است.

واژه جمع‌سپاری توسط «هاو[Jeff Howe]» در سال ۲۰۰۶ مطرح شده ‌است. به اعتقاد وی، جمع‌سپاری عبارت است از فرایند انتخاب فعالیتی که پیش از این توسط یک کارمند انجام می‌شده و ارجاع آن به یک گروه بزرگ و تعریف نشده از افراد خارج سازمان در طی یک فراخوان عمومی.


حال که صحبت از جمع سپاری و تفاوت آن با برون سپاری شد، بهتر است کمی جامعتر به موضوع مورد بحث ورود پیدا کنیم. هر سازمانی برای تحقق اهداف خود، از چهار روش روش می تواند استفاده کند؛

راه های تحقق اهداف شرکت ها

الف- بهره گیری از منابع درون شرکت  با  روش درون سپاری

درون سپاری[Insourcing]، متداول ترین روش انجام کار است. در این روش، کارها از طریق تقسیم کار و دادن حقوق و مزایا به کارکنان و پرسنل شرکت در قبال اجرای شرح وظایف، انجام می پذیرد. 

ب -همکاری و مشارکت با دیگر شرکت ها

این روش زمانی استفاده می شود که دو یا چند شرکت، به همکاری با یکدیگر می پردازند (مانند Joint Venture  و یا همکاری های شبکه ای و زنجیره ای). در این روش مزیت های رقابتی هر یک از شرکت ها، مکمل یکدیگر بوده و منافع مشترک، بهتر محقق می شود. البته این روش، دارای پیچیدگی بالایی در ارتباطات و تعاملات میان شرکت ها به خصوص در فعالیت های چندملیتی که در آن تفاوت های بین فرهنگی نیز وجود دارد می باشد.

پ- برون سپاری  (شامل پیمان سپاری و برون سپاری استراتژیک)

برون سپاری همانگونه که پیش از این توضیح داده شد، روش دیگری برای تحقق اهداف سازمان هاست و عبارت است از پیدا کردن ارائه دهندگان خدمت و روش های جدیدی که بتوان با اطمینان، تهیه مواد، کالاها، اجزا و خدمات را به آنها واگذار کرد. در این روش چنانچه صرفاً انجام کار مشخصی واگذار شود، پیمان سپاری و چنانچه بخشی از تصمیم گیری و طراحی نیز به بیرون از سازمان واگذار شود، برون سپاری استراتژیک رخ می دهد. در برون سپاری استراتژیک، تنها فعالیت ها منتقل نمی شود، بلکه عوامل تولید و حق تصمیم گیری نیز می تواند واگذار  شود. به عبارت دیگر، طی این فرآیند، سازمان از دانش، تجربه، فناوری و نوآوری های ارائه دهندگان خدمات در خارج از سازمان نیز بهره مند می شود.

ت-جمع سپاری و جلب مشارکت انبوه مشتریان و ذی نفعان

شاید گمنام ترین روش در این چهار روش، جمع سپاری باشد. دو فرض نهفته در جمع سپاری، از این قرار است که عملکرد یا خروجی جمعیت، بهتر از عملکرد و خروجی چند خبره یا حرفه­ای است و دوم اینکه، هزینه جمع سپاری به یک جمعیت، کمتر از هزینه برون سپاری می باشد.

هدف مدل کسب وکار جمع‌سپاری که بر مشارکت داوطلبانه افراد جهت تولید محصولات نوآورانه تمرکز دارد، می­تواند حل کردن یک مسأله، انجام کاری بزرگ و یا خلق ایده­های جدید باشد. در پارادایم جمع سپاری، خلق محصول از انحصار شرکت­ها و افراد متخصص خارج می شود و مصرف کنندگان دست به دست می دهند تا کالای مورد نیازشان را هم آفرینی کنند ضمن آنکه دیگر، صحبت از یک طراح، یک مشتری، یک راه حل و یا یک مکان خاص مورد نظر نیست. هر فرد، در هر مکان می­تواند ایجاد نیاز کرده و یا راه حل و راهکار ارائه نماید.

دلایل ظهور جمع سپاری

1- افراد در اوقات بیکاری یا زمانهای غیر کاری، فرصت بیشتری برای انجام کارهایی که به تولید اقتصادی منجر می‌شود پیدا می‌کنند. انقلاب صنعتی باعث شد که بسیاری از کارهایی که پیش از آن توسط انسان، خانواده و گروه های اجتماعی انجام می‌شد امروزه توسط بنگاه‌ها انجام شود، همچنان که تافلر پیش بینی کرده بود مصرف‌کنندگان نمی‌خواهند منفعل باقی‌مانده و به مصرف‌جو[Prosumer]  تبدیل می‌شوند.

2- ظهور نرم‌افزارهای منبع باز[Open Source] و روند بازار آن باعث شد که بسیاری از کارآفرینان از این مدل برای کسب و کارخویش الهام بگیرند.

3- دسترسی بیشتر به اطلاعات و هزینه رو به کاهش ابزار تولید آن

4- ظهور جوامع آنلاین که در آن جمعیتی آنلاین سازماندهی می‌گردد.


 برای مطالعه کامل مقاله، اینجا را کلیک کنید


لوگوی وحید نثائی


  • vahid nessaei
۱۱
فروردين

MVP راهی برای سنجش ظرفیت یک ایده تجاری در بازار


یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در راه‌اندازی یک کسب و کار و یا استارتاپ این است که شما بدون ارزیابی اولیه بازار، محصولی را برای مشتری خود ارائه دهید. کارآفرینان اغلب در زمان طراحی مدل کسب و کار خود دچار این خطا می شوند که ارزش ارایه شده خود را از منظر شخصی خودشان تحلیل می کنند و نه مشتری. این مساله به آن معنا خواهد بود که محصول کسب و کار شما صرفا برای خودتان جذابیت دارد و ارزشمندی آن برای مشتریان بالقوه الزاما آن قدر که خودتان تخمین می زنید نیست. فرض کنید شما یک ایده عالی دارید و تیمی ایده‌آل هم تشکیل داده اید. چندین ماه زمان برای طراحی و تولید اولیه محصول (و یا کدنویسی برای محصولات و خدمات دیجیتالی) زمان صرف می‌کنید و بالاخره محصول نهایی (و یا وب‌سایت یا اپلیکیشن شما) بالا می‌آید و تازه می خواهید شروع به آن ‌کنید!

به همین دلیل هست که پیش از هر اقدام اجرایی لازم است تا ظرفیت آن ایده را در بین مخاطبانتان مورد آزمایش قرار دهید. برای انجام این کار باید راهی پیدا کرد تا بتوان از آن طریق، نظر مشتریان هدف در مورد خدمت یا محصول مورد نظر را در ابعاد آزمایشی دریافت کرد. در این مسیر، شاید آشنایی با اصطلاح MVP، تنها راه رستگاری و نسخه شفابخش برای یک ایده یا محصول نوپا باشد. حداقل محصول پذیرفتنی یا حداقل محصول قابل ارائه، (Minimum Viable Product) یا به اختصار MVP به محصولی اطلاق می شود که حداقل های کاربردی را جهت رسیدن به یک هدف داشته باشد. MVP می تواند به عنوان یک فرآیند و یک استراتژی برای حرکت به سمت تولید و فروش محصول به مشتریان استفاده شود. بوسیله  MVP می توان ایده پردازی نمود، نمونه اولیه را طراحی و تولید کرد، نمونه ساخته شده را ارائه داد، اطلاعات را از مشتریان جمع آوری نمود، اطلاعات را آنالیز کرد و در نهایت به طور مستمر محصول را بهبود بخشید.

واژه MVP برای نخستین بار توسط فرانک رابینسون ابداع و سپس توسط استیو بلنک و اریک ریس(Eric Ries & Steve Blank) فراگیر شد. اریک ریس حداقل محصول پذیرفتنی را این گونه تعریف می کند:

MVP، نسخه ای از محصول است که باعث می شود صاحبان ایده و کسب و کار، بالاترین میزان اطلاعات معتبر در مورد مشتری را با کمترین تلاش، کسب نمایند.

به مرور زمان این تعریف بدین شکل ساده تر شد: “حداقل چیزی که می توانید بسازید و به شما این امکان را می دهد تا آن را از طریق حلقه ساخت، اندازه گیری و یادگیری (Build/Measure/Learn) توسعه دهید. “

اهداف MVP

با توجه به تعریفی که انجام شد، می توان گفت که هدف از ساخت MVP عبارت است از:

§        ایجاد نمونه‌ اولیه محصول (با حداقل منابع) و ارائه هرچه سریعتر آن به مشتری

§        توانایی سنجش و اندازه گیری میزان رضایت و رفتار مصرف کننده محصول

§        افزایش سرعت یادگیری و توسعه‌ ویژگی‌های محصول در آینده

§        کاهش اتلاف زمان برای طراحی بخش‌هایی که مورد توجه مشتری نمی باشد

§        نمایش توانایی‌های تیم توسعه ‌دهنده در ساختن محصول مورد نیاز

§        ورود به بازار در کمترین زمان ممکن

§        ایجاد یک محصول پایه، برای ایجاد محصولات متفاوت در آینده

با توجه به اهداف اشاره شده، در واقع MVP، حداقل چیزی است که (با هدف آزمایش مدل کسب‌وکار) می‌توان آن را در قالب محصول به مشتریان احتمالی در بازار هدف نشان داده و بازخورد آنها (از مقدار ارزشمندی ایده) را مشاهده کرد. 


وجود MVP به شما امکان می‌دهد تا مشتریان خود را شناخته، آنها را یافته و رفتارشان را مطالعه کنید. از طریق MVP می‌توان فهمید که مشتریان چگونه شما را پیدا می‌کنند، حاضرند برای ایده و یا کالای شما، چه قیمتی بپردازند و از همه مهم‌تر اینکه قبل از آنکه وقت و پول خود را برای توسعه این محصول صرف کنید،MVP  به شما می‌گوید که آیا این کار صحیح است یا خیر.

MVP و اشتباهات رایج

MVP یک نمونه‌ ناقص از محصول نهایی نیست بلکه یک محصول قابل فروشِ اولیه است. این در حالی است که نمونه اولیه(Prototype)  فقط یک نسخۀ دست‌ساز از محصول اصلی است تا جنبه‌های فنی آن را از حیث امکانپذیری تولید، بیازماید. همچنین بد نیست بدانیم که نسخه آزمایشی(Demo)  نیز نمونه‌ای از... 


برای مطالعه کامل این مطلب، اینجا را کلیک کنید


نظرات

  • vahid nessaei